بغض که می کنی می میرم

می خندی 

باز می میرم

نمی خندی باز می میرم ....

 

اما ندیدنت دیگر بغضی است

نبودن ات دیگر طاعونی است که شهری را در وجودم می کشد.

 

تاوان کدام گناه ناکرده را پس می دهیم من و تو؟

 

برو!

فقط بگو که خوبی و بعد برو..!

اما به حقیقت

 

 

 

 

به تاریخ همون موقع که از شاملو بر می گشتیم