هرگز هیچ لحظهای را دو بار نخواهی داشت.
+ نوشته شده در بیستم آذر ۱۳۹۹ ساعت 22 توسط Kalagh
|
شاید درستش هم این باشه،شاید هم نباشه..
اما این حسی که داره من می خوره ، می تونه دلتنگی نباشه.
می تونه خوره ای باشه که اسم نداشته باشه.
دارم تموم میشم
بدون اینکه واقعا چیزی ازم کم بشه
دارم فریاد می زنم تو خواب و تو بیداری
بدون اینکه کسی صدام بشنوه
دارم اشک می ریزم
بدون اینکه چشمم خیس بشه
مثل ی مرد وایسادم
بدون اینکه پا داشته باشم.
ولی هنوز هم حسم بهم دروغ نمیگه، لعنت به من و حس ام
من برای روسبیان و برهنه گان